امروز : پنج شنبه, ۲۲ مرداد , ۱۴۰۵ - 29 صفر 1448
- از وعده تا واقعیت؛ امسال گزارش دستاوردها یا بیان نتایج؟
- رتبه هفتم علوم پزشکی شوشتر؛ اما آسیبهای اجتماعی چه تغییری کردهاند؟
- آغاز کشت نیشکر در ۲۰۰۰ هکتار از مزارع امام خمینی(ره)
- تابستان سرد؛ وقتی سفر از سبد زندگی حذف میشود
- فعالیت مجدد پروژه راهسازی بخش میان آب
- پویش ملی ختم صلوات یاد شهید مهندس محمد کلولی موگهی از مرز ۸۳۰ هزار گذشت
- خرابی مجدد سیتیاسکن شوشتر
- پالایشگاه شوشتر، ظرفیتی برای ایجاد ۲۵۰۰ شغل
- اظهارات رئیس دانشکده علوم پزشکی شوشتر درباره وضعیت بیمارستان جدید
- پایان هدررفت انرژی در در کشت و صنعت کارون
رتبه هفتم علوم پزشکی شوشتر؛ اما آسیبهای اجتماعی چه تغییری کردهاند؟
نویسنده: مجتبی نارنجپور| کارشناس ارشد جامعهشناسی ــ اعلام قرار گرفتن دانشکده علوم پزشکی شوشتر در جمع هفت دانشگاه برتر کشور در حوزه «غربالگری و مداخلات سلامت اجتماعی»، یک پرسش اساسی را پیش روی افکار عمومی و جامعه علمی قرار میدهد: این رتبه ملی تا چه اندازه به تغییر قابل اندازهگیری در وضعیت اجتماعی مردم شوشتر […]
نویسنده: مجتبی نارنجپور| کارشناس ارشد جامعهشناسی ــ اعلام قرار گرفتن دانشکده علوم پزشکی شوشتر در جمع هفت دانشگاه برتر کشور در حوزه «غربالگری و مداخلات سلامت اجتماعی»، یک پرسش اساسی را پیش روی افکار عمومی و جامعه علمی قرار میدهد: این رتبه ملی تا چه اندازه به تغییر قابل اندازهگیری در وضعیت اجتماعی مردم شوشتر منجر شده است؟
روایت رسمی از این موفقیت بر ارزیابی وزارت بهداشت، عملکرد در حوزه سلامت اجتماعی، غربالگری و مداخلات اجتماعی استوار است. اما در ارزیابی علمی سیاستهای اجتماعی، فاصلهای مهم میان «انجام مداخله» و «اثربخشی مداخله» وجود دارد.
به بیان دیگر، تعداد غربالگریها یا تعداد مداخلات انجامشده، بهتنهایی نمیتواند نشان دهد که یک آسیب اجتماعی کاهش یافته است.
خودکشی؛ آزمونی برای سنجش اثربخشی
یکی از مهمترین شاخصهایی که میتواند اثر مداخلات سلامت اجتماعی را نشان دهد، روند خودکشی و اقدام به خودکشی است.
در نظریه کلاسیک امیل دورکیم، خودکشی صرفاً یک رفتار فردی نیست؛ بلکه با میزان انسجام اجتماعی و تنظیم اجتماعی ارتباط دارد. دورکیم مفهوم «آنومی» را برای وضعیتی به کار میبرد که قواعد و پیوندهای تنظیمکننده زندگی اجتماعی تضعیف شده و فرد در برابر فشارها و بیثباتیهای اجتماعی آسیبپذیرتر میشود.
از این منظر، اگر هدف مداخلات اجتماعی، پیشگیری از آسیبهایی مانند خودکشی باشد، سؤال صرفاً این نیست که چند نفر غربالگری شدهاند؛ سؤال مهمتر این است که آیا انسجام اجتماعی، حمایت اجتماعی، دسترسی به خدمات، سرمایه اجتماعی و توان جامعه برای مواجهه با بحرانها نیز بهبود یافته است یا خیر.
در دادههای عمومی منتشرشده، آماری که بتوان بر اساس آن میزان کاهش یا افزایش نرخ خودکشی و اقدام به خودکشی در شوشتر را پیش و پس از اجرای برنامههای مورد اشاره محاسبه کرد، بهصورت شفاف ارائه نشده است.
بنابراین پرسش مشخص همچنان پابرجاست:
نرخ خودکشی در سال پایه چه میزان بوده و در پایان دوره ارزیابی به چه عددی رسیده است؟
و مهمتر:
آیا نرخ اقدام به خودکشی، افکار خودکشی و تکرار اقدام نیز تغییر کرده است؟
بدون این دادهها، نمیتوان از رتبه هفتم بهعنوان شاخص قطعی کاهش آسیب اجتماعی استفاده کرد.
غربالگری؛ کشف آسیب یا حل آسیب؟
غربالگری یک ابزار مهم در نظام سلامت است، اما از منظر سیاست اجتماعی باید میان سه مرحله تفاوت گذاشت:
شناسایی، مداخله و پیامد.
ممکن است یک سیستم سلامت در شناسایی افراد در معرض خطر عملکرد بسیار خوبی داشته باشد، اما اگر پس از شناسایی، فرد به خدمات تخصصی دسترسی پیدا نکند یا مداخله استمرار نداشته باشد، غربالگری لزوماً به کاهش آسیب منجر نمیشود.
در ادبیات سلامت اجتماعی، این مسئله به تفاوت میان پیشگیری اولیه، ثانویه و ثالثیه مربوط است.
پیشگیری اولیه تلاش میکند اساساً عوامل ایجادکننده آسیب را کاهش دهد؛ پیشگیری ثانویه به شناسایی زودهنگام و مداخله میپردازد و پیشگیری ثالثیه بر کاهش پیامدهای آسیب و جلوگیری از بازگشت آن تمرکز دارد.
بنابراین اگر دانشکده علوم پزشکی شوشتر در حوزه غربالگری موفق بوده است، سؤال بعدی این است که:
پس از غربالگری چه اتفاقی افتاده است؟
چه تعداد فرد در معرض خطر شناسایی شدند؟
چه تعداد به روانشناس، روانپزشک، مددکار اجتماعی یا سایر خدمات تخصصی ارجاع داده شدند؟
چه تعداد مداخله را کامل کردند؟
و چند درصد از افراد پس از دریافت مداخله، در ارزیابیهای بعدی وضعیت بهتری داشتهاند؟
آسیب اجتماعی فقط یک مسئله پزشکی نیست
یکی از نکات مهم در رویکرد جامعهشناختی به سلامت، نظریه تعیینکنندههای اجتماعی سلامت است.
بر اساس این رویکرد، سلامت روان و آسیبهای اجتماعی را نمیتوان صرفاً با متغیرهای پزشکی توضیح داد. عواملی مانند فقر، بیکاری، کیفیت روابط خانوادگی، نابرابری، وضعیت اقتصادی، دسترسی به خدمات، آموزش، شرایط محیطی، طرد اجتماعی و کیفیت شبکههای حمایتی میتوانند بر سلامت فرد و جامعه اثر بگذارند.
از این منظر، پیشگیری از خودکشی یا کاهش آسیبهای اجتماعی صرفاً با افزایش تعداد جلسات مشاوره محقق نمیشود.
اگر یک فرد با بیکاری، فقر، تعارض خانوادگی، فقدان حمایت اجتماعی یا احساس طردشدگی مواجه باشد، مداخله فردمحور بدون توجه به ساختار اجتماعی میتواند تنها بخشی از مسئله را پوشش دهد.
اینجاست که مفهوم سرمایه اجتماعی اهمیت پیدا میکند.
هر اندازه شبکههای اعتماد، مشارکت اجتماعی، حمایت متقابل و احساس تعلق در یک جامعه تقویت شود، ظرفیت آن جامعه برای مواجهه با بحرانها نیز میتواند افزایش یابد.
پس پرسش دیگری شکل میگیرد:
آیا در کنار غربالگری فردی، برنامهای برای تقویت سرمایه اجتماعی و شبکههای حمایت اجتماعی در شوشتر اجرا شده است؟
از دورکیم تا بوردیو؛ آسیب در ساختار اجتماعی
از منظر پیر بوردیو نیز نمیتوان وضعیت اجتماعی افراد را جدا از ساختار توزیع منابع اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی بررسی کرد.
مفهوم «سرمایه فرهنگی» و «سرمایه اجتماعی» بوردیو نشان میدهد که افراد و خانوادهها از منابع یکسانی برای مواجهه با بحران برخوردار نیستند.
دو فرد ممکن است با یک بحران روانی مشابه مواجه شوند، اما یکی به شبکه حمایتی خانوادگی، خدمات تخصصی، منابع مالی و اطلاعات کافی دسترسی داشته باشد و دیگری فاقد این منابع باشد.
در نتیجه، ارزیابی موفقیت یک برنامه اجتماعی نیازمند آن است که مشخص شود چه گروههایی بیشتر تحت پوشش قرار گرفتهاند و چه گروههایی همچنان بیرون از شبکه خدمات باقی ماندهاند.
به عبارت دیگر، مسئله فقط «چند نفر غربالگری شدند؟» نیست؛ بلکه این است که:
چه کسانی غربالگری شدند، چه کسانی نشدند و چه کسانی پس از شناسایی توانستند از خدمات استفاده کنند؟
آیا غربالگری اجتماعی در شوشتر منتشر شده است؟
در اطلاعرسانی عمومی درباره این موفقیت، جزئیات کافی درباره ماهیت غربالگریهای اجتماعی، جامعه آماری، ابزارهای مورد استفاده، میزان پوشش و نتایج مداخلات ارائه نشده است.
این مسئله از منظر جامعهشناسی علم و سیاستگذاری عمومی اهمیت دارد.
وقتی یک نهاد عمومی اعلام میکند که در یک شاخص ملی در جمع برترینها قرار گرفته، دادههای قابل ارزیابی باید امکان راستیآزمایی مستقل آن ادعا را فراهم کنند.
انتشار اطلاعات محرمانه بیماران طبیعتاً ضرورتی ندارد؛ اما انتشار دادههای تجمیعی و بدون مشخصات فردی میتواند به پژوهشگران، جامعهشناسان و رسانهها اجازه دهد که درباره میزان اثربخشی برنامهها قضاوت علمی داشته باشند.
برای مثال میتوان این شاخصها را منتشر کرد:
- جمعیت هدف غربالگری؛
- درصد پوشش غربالگری؛
- تعداد افراد در معرض خطر شناساییشده؛
- نوع و تعداد مداخلات؛
- نرخ ارجاع به خدمات تخصصی؛
- نرخ تکمیل مداخلات؛
- میزان بازگشت یا تکرار آسیب؛
- روند سالانه اقدام به خودکشی؛
- روند خودکشی منجر به فوت؛
- و مقایسه همه این شاخصها با سال پایه.
مسئله فقط «آنچه انجام شده» نیست؛ «آنچه تغییر کرده» است
از منظر ارزیابی سیاست عمومی، باید میان خروجی (Output) و پیامد (Outcome) تفاوت قائل شد.
تعداد غربالگریها، جلسات مشاوره، افراد ارجاعشده و برنامههای برگزارشده، عمدتاً «خروجی» محسوب میشوند.
اما کاهش اقدام به خودکشی، افزایش دسترسی به خدمات، کاهش احساس انزوای اجتماعی، افزایش حمایت اجتماعی یا کاهش بازگشت آسیب، «پیامد» هستند.
این تفاوت برای ارزیابی عملکرد حیاتی است.
ممکن است سازمانی هزاران نفر را غربالگری کند، اما اگر شاخصهای نهایی جامعه تغییری نکند، نمیتوان صرفاً بر اساس حجم فعالیتها درباره اثربخشی آن سیاست قضاوت کرد.
پرسش جامعهشناسان از یک رتبه ملی
برای جامعهشناسان و دانشآموختگان علوم اجتماعی، انتشار چنین رتبهای میتواند فرصتی برای یک گفتوگوی علمی درباره وضعیت اجتماعی شوشتر باشد؛ اما این گفتوگو نیازمند داده است.
اگر مداخلات اجتماعی دانشگاه مؤثر بودهاند، کدام شاخص اجتماعی در شوشتر تغییر کرده است؟
اگر خودکشی کاهش یافته، میزان کاهش چقدر بوده است؟
اگر پیشگیری موفق بوده، کدام عامل خطر کاهش یافته است؟
اگر غربالگری گسترده انجام شده، چه میزان از جمعیت هدف تحت پوشش قرار گرفتهاند؟
و اگر مداخلات اجتماعی موفق بودهاند، چه تغییری در سرمایه اجتماعی، حمایت اجتماعی و انسجام اجتماعی جامعه ایجاد شده است؟
رتبه هفتم؛ نقطه پایان یا آغاز مطالبه داده؟
قرار گرفتن دانشکده علوم پزشکی شوشتر در جمع هفت دانشگاه برتر کشور، در صورت صحت ارزیابی وزارت بهداشت، میتواند یک دستاورد سازمانی قابل توجه باشد.
اما از منظر علمی، این رتبه باید آغاز ارائه داده باشد، نه پایان پرسشگری.
جامعه محلی حق دارد بداند برنامههایی که با هدف کاهش آسیبهای اجتماعی اجرا شدهاند، چه نتایجی داشتهاند.
جامعه دانشگاهی نیز حق دارد بداند روش ارزیابی چه بوده، شاخصها چگونه تعریف شدهاند و رتبه هفتم بر اساس چه وزندهی و چه دادههایی به دست آمده است.
در نهایت، موفقیت در سلامت اجتماعی را نمیتوان تنها با تعداد غربالگریها یا جایگاه یک دانشگاه در جدول ارزیابی سنجید.
معیار نهایی، تغییر در جامعه است؛ کاهش رنج، افزایش انسجام اجتماعی، تقویت سرمایه اجتماعی و کاهش قابل اندازهگیری آسیبها.
تا زمانی که دادههای «قبل و بعد» منتشر نشوند، میان «ادعای موفقیت» و «اثبات موفقیت» فاصلهای باقی خواهد ماند؛ فاصلهای که تنها با دادههای شفاف، قابل سنجش و قابل راستیآزمایی میتوان آن را پر کرد.
جامعهشناسی , دانشکده علوم پزشکی شوشتر
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.


