امام علی (ع) می فرماید
۞ هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است. ۞
Saturday, 28 November , 2020
امروز : شنبه, ۸ آذر , ۱۳۹۹ - 13 ربيع ثاني 1442
شناسه خبر : 13796
  پرینتخانه » اخبار تیتر یک, اخبار ویژه, پیشنهاد سردبیر, تازه‌ترین اخبار, تیتر یک تاریخ انتشار : ۲۳ مهر ۱۳۹۹ - ۷:۵۷ | 134 بازدید | ارسال توسط :

دکتر محمدعلی شیخ ، خاتم حکمای خاندان شیخ جعفر شوشتری

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی شوشترنامه| نویسنده: ابوالقاسم غلامحیدر-نویسنده و پژوهشگر| حکیم محمدعلی ابن محمد تقی ابن محمد کاظم ابن محمدعلی ابن شیخ جعفر شوشتری ، فیلسوف فاضل و ادیب به ادبیات عرب و استاد تمام کرسی حقوق و فلسفه دانشگاه تهران که از سال ۱۳۰۸ تا ۸۸ سال بعد که به لقاالله پرکشید به […]

دکتر محمدعلی شیخ ، خاتم حکمای خاندان شیخ جعفر شوشتری

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی شوشترنامه| نویسنده: ابوالقاسم غلامحیدر-نویسنده و پژوهشگر| حکیم محمدعلی ابن محمد تقی ابن محمد کاظم ابن محمدعلی ابن شیخ جعفر شوشتری ، فیلسوف فاضل و ادیب به ادبیات عرب و استاد تمام کرسی حقوق و فلسفه دانشگاه تهران که از سال ۱۳۰۸ تا ۸۸ سال بعد که به لقاالله پرکشید به حق خاتم خاندان شیخ جعفر در علوم اسلامی و معارف دینی بود و افتابی که خاموش شد.


این محقق و ادیب و فیلسوف بزرگ و حقوق دان ارجمند و وفادار به عظمت خاندان خود در حالی به فروتنی سر در مغاک خاک کشید که از عظمت او بر مردمان زمانش حتا پرده ای گشوده نشد.


دکتر محمد علی شیخ که نگارنده از جهت تحقیق در سرگذشت خاندانش با ایشان دو سه سالی محشور و در مراوده بودم مردی حکیم به معنی حقیقی کلمه بود .


محمد فنایی اشکوری معاصر با دکتر محمد علی شیخ و نزدیک به ایشان در کتاب معرفت فلسفی سال شانزدهم شماره چهارم در تعریف حکمت و حکیم می گوید:


((حکمت (wisdom) مساوی با فلسفه نیست. فلسفه عقل ورزی نظری است. فلسفه ارسطو و فلسفه کانت دو نمونه از فلسفه هستند. حکمت/خردمندی/فرزانگی، واجد این بعد هست، اما در آن خلاصه نمی شود. افزون بر خردورزی نظری، حکمت دو بعد دیگر نیز دارد: بهره مندی از وحی و برخورداری از شهود. خردورزیِ حکیم او را به محدودیت عقل و ضرورت روآوردن به دین حق رهنمون می شود.

حکیم در کنار بهره گیری از عقل و در ادامه مسیر حقیقت جویی، از مشکات نبوت نور می گیرد و بر سفره صحف آسمانی می نشیند. حکیمِ مؤمن به نبوت ختمی، معتکف درگاه قرآن و سنت می شود و در اقیانوس بی کران حکمت نبوی و ولوی سبّاحی و از آن گوهر معرفت صید می کند. او عقلش را با تعالیم وحی تصحیح و تکمیل می کند و بدین سان به خِردش هم از جهت عمق و هم از حیث گستره غنا می بخشد.

اگر از بختیاران صاحب همت و توفیق باشد به فهم ظاهر دین بسنده نمی کند، بل با تهذیب نفس و تطهیر درون چشم شهودش گشوده می شود و آنچه نادیدنی است آن می بیند و از چشمه سار قلبش حکمت می جوشد و بر زبانش جاری می شود. جان کلام آنکه حکمت جمع بین عقل و نقل و شهود، و فلسفه و دین و عرفان است.

حکیم کسی است که از همه قوای معرفتی و همه راه های دانش و منابع معرفت بهره می برد. افزون بر این، حکیم تنها به کسب دانش بسنده نمی کند، بلکه همراه با آن با عمل و سلوکش به سوی تعالی وجودی و کمال باطنی سیر می کند.

اصولاً چنان معرفتی جز با چنین سلوکی حاصل نمی شود. علم و عمل دو بال حکیم برای پرواز هستند و از هم جدایی ندارند. حکیم حقیقی (الحکیم) خداوند است، اگر به مخلوقی حکمت نسبت داده می شود از باب مجاز و تشبّه به حکیم علی الاطلاق است. حکیم متصل به سرچشمه حکمت الهی و خدامحور است.

معرفت خدا، محبت به خدا و اطاعت از خدا و با تمام وجود کوشش و اهتمام در تقرب و وصل به او و لقای او تمام فکر و ذکر و رفتار حکیم را فرامی گیرد. همه کارش خالصانه برای اوست، ربّش فقط الله است.

او موحد محض و از هر شرکی پیراسته است و ابراهیم وار می گوید: «… إِنَّ صَلاَتِی وَنُسُکِی وَمَحْیَای وَمَمَاتِی لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ. لاَ شَرِیکَ لَهُ وَبِذَلِکَ أُمِرْتُ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُسْلِمِینَ. قُلْ أَغَیْرَ اللَّهِ أَبْغِی رَبّاً وَهُوَ رَبُّ کُلِّ شَیْءٍ» (انعام: ۱۶۲ ۱۶۴).

این حکمتی است که خداوند به لقمان عطا کرد: «وَلَقَدْ آتَیْنَا لُقْمَانَ الْحِکْمَهَ» (لقمان: ۱۲). شمه ای از حکمت لقمان همان است که در سوره «لقمان» از قول او به صورت پند به فرزندش توصیه شده است. آموزگار اصلی حکمت خداونداست که آن را به انبیا آموخت.

«فَقَدْ آتَیْنَا آلَ إِبْرَاهِیمَ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَهَ وَآتَیْنَاهُمْ مُلْکاً عَظِیماً» (نساء: ۵۴) در میان خلق انبیا آموزگاران نخستین حکمت به مردم هستند. «لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ إِذْ بَعَثَ فِیهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیَاتِهِ وَیُزَکِّیهِمْ وَیُعَلِّمُهُمْ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَهَ وَإِنْ کَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلاَلٍ مُبِینٍ» (آل عمران: ۱۶۴) پس از انبیا عالمان راستین که وارثان انبیا هستند آموزگاران حکمت اند. ))


و اینجانب به اعتقاد راسخ و متکی بر شناخت کامل از آقای دکتر محمد علی شیخ ، ایشان را حکیم به تمام معنا می دانم و شاهد بودم که چگونه به ظرافت و دقت و به دور از تعصب و در کمال امانت و با تکیه بر قران و سنت رسول و تعالیم دینی با تبحر کامل و تسلط بر دانش و احاطه ی بر حقوق به تدبر در علوم مختلف و بررسی اندیشه ها و تضارب ارای مختلف پرداخته و با سعه ی صدر ، سعی در کشف حقیقت و اموزش آن داشت .


ایشان در مقاله ای پربار و اندیشمندانه به مقایسه نظریات ابن خلدون با افلاطون و ماکیاولی پرداخته و با ارجاع به منابع معتبر که نشان از تسلط ایشان به مفاهیم این منابع دارد اثری پربار به نام(( ابن خلدون و فلسفه تاریخ و اجتماع)) را نگاشته که یکی از بهترین منابع بررسی اندیشه های فلسفی و اجتماعی امروز محسوب می شود.


دکتر محمد علی شیخ همچنین با تسلطی که بر ادبیات عرب و مفاهیم مستتر در ترکیبات فلسفی این ادبیات داشت توانست اثری سترگ به نام ((ظهور علم کلام و متکلمین نخستین)) را خلق کرده و به شکل شگفت انگیزی به بررسی دقیق فرقه ها و نظریات پس از عثمان در چند دهه اغازین پس از غدیر پرداخته و همه ی فرق و نظریه های ان زمان از قبیل فرقه عثمانیه و فرقه مرچئه و اندیشه معتزله و ارای جبریه و فرقه ارازقه و فرقه صفریه و ارای نجدات و دسته ی اشعریه و … را به زبانی ساده توام با تاریخ شکل گیری انها بیان نماید.


و نیز ایشان توانست با خلق اثار فلسفی و مقالات علمی و پژوهشی گرانقدر به عضویت ((شورای تحریریه مجله تخصص و معرفتی شناخت)) در امده و در این مجله ی سترگ که متعلق به دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه شهید بهشتی بود مطالب روشنگرانه بسیاری را منتشر نماید.


دکتر محمد علی شیخ با توجه به میراث گرانبهای خانوادگی اش که همانا تحقیق و پژوهش و تالیف و تدریس در حوزه معرفت الله بود تمام عمر گرانبهای خود را تا اخرین روزهای حیات ، به این مهم اختصاص داد چنانکه توانست با جدیت تمام در مجلات تخصصی اموزش و پرورش نیز مقالات بسیاری نظیر (( ابن رشد)) و (( اصل عصبیت )) و (( مقدمه ) را در شمارگان بسیار بصورت پیاپی منتشر نماید.


ایشان در دانشکده علوم انسانی دانشگاه شعید بهشتی مقاله ی وزینی به نام ((سهل ابن عبدالله شوشتری)) منتشر نمود که در ان برای نخستین بار از دیدگاه فلسفی و معرفتی خود به بررسی شخصیت سهل ابن عبدالله تستری فرزند یونس شوشتری عارف نامی شوشترمتولد ۲۰۳ و متوفی ۲۸۳ هجری پرداخته و اندیشه های او را که از متکلمین برجسته بود از سهلیه تا سالمیه مورد بررسی و تدقیق قرار دهد.


ایشان نوشته ی وزین و قابل اعتنا و دقیقی نیز تحت عنوان (( اغاز و انجام زندگی خواجو)) در شماره هفتم مجله ی شناخت منتشر نمود که در باب زندگی کمال‌الدین ابوالعطاء محمود بن علی ‌بن محمود ملقب به خواجوی کرمانی از مشایخ و عرفای قرن هشتم و مشهور به خلاق النعانی بود که از مشایخ وحدت وجود و از بزرگان حوزه اندیشه ی اسلامی محسوب می شود


حکمت عملی در زندگی دکتر محمد علی شیخ با تسلطی که بر جهانی از علوم فلسفی غرب تا شرق و احاطه ی کاملی که بر حقوق و ادبیات عرب داشت چنان بود که در سخنان ایشان همیشه تمثیلی خوش و شیزین و نغز برای القای مفاهیم دشوار فلسفی و حقوقی ، عیان بود.


این حکیم والا قدر با همین حکمت عالی خود توانسته بود به چنان نفسی مطمئن و لسانی ساده و بیانی شیوا و شیرین از ادبیات دست یازد که مبدل به استادی مبرز و عالی در تدریس دروس دشواری چون فلسفه و حقوق گردیده و دانشجویان جوان بسیاری را مشتاق به تلمذ از محضر خود کند.


شیوه تمثیلی تدریس ایشان توام با صبر و شکیبایی بی پایان و لبخندی که همیشه به لب داشت غیر از دانشجویان ، هر حاضری را مشتاق تلمذ از محضر ایشان می نمود.


دکتر محمد علی شیخ غیر از زندگی عالمانه و محققانه ی خود که موجب خلق اثاری گرانقدر و اموزش شاگردانی بسیار بود از سال ۱۳۷۵ تا ۱۳۸۷، سه دوره متوالی نیز نمایندگی مردم شوشترو گتوند را در مجلس شورای اسلامی بر عهده داشت و در افتتاح مجلس ششم نیز رییس سنی مجلس ششم بود.


این دوره از زندگی ایشان که بخش سیاسی فعالیت هایشان محسوب می شود نیز دوره ای توام با گسترش علم و دانش در شوشتر بود .


تاسیس دانشگاه های گوناگون و بزرگ در شوشتری که تا ان هنگام هیچ دانشگاهی نداشت.تاسیس سازمان میراث فرهنگی که تا ان زمان شوشتر تحت پوشش میراث فرهنگی دزفول بود و گسترش اماکن فرهنگی ، و کتابخانه ها و بسیاری فعالیت های عمرانی و بزرگ دیگر که در این مجال اندک از بیان همه معذوریم ناشی از اشتیاق و اعتقاد ایشان در خدمت به مردم و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران بود هر چند که پیش از این فعالیت سیاسی و در سالهای قبل تر ، دکتر محمد علی شیخ تنها فرزند خود راهی نبرد در جبهه های جنگ حق علیه باطل نموده و به درجه پدرشهید بودن نایل گردیده بود.
شهید مسعود شیخ تنها فرزند ذکور باقی مانده از خاندان معظم شیخ محمدتقی شوشتری بود که به درجه عظیم شهادت نایل گردیده و بقول سردار مدافع حرم شهید کجباف ، خاندان شجره ی معظم شیخ را با شهادت خود خداوند پیوند زده بود.

حکیم محمدعلی شیخ ،سیاستمدار پژوهشگر فلسفه و حقوق و استاد دانشگاه تهران و مسلط به زبان و ادبیات عرب و سه دوره نمایندگی مردم شوشتر در مجلس شورای اسلامی که زمانی در سال ۱۳۰۸ در شوشتر متولد شده بود در ۲۷مهر ۱۳۹۶ در شوشتر به خاک سپرده شد.

نویسنده : ابوالقاسم غلامحیدر-پژوهشگر و نویسنده | منبع خبر : اختصاصی شوشترنامه
برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.