جمعه 26 آذر 95 - 11:00
کد خبر: 13892


زنگ خطر شيوع تب شورايي شدن
نويد قائدي

در راستاي اصول پيش بيني شده ي قانون اساسي و به جهت اجراي اصول دموكراسي در خصوص واگذاري امور اجرايي و نظارتي كشور به مردم، مقوله تشكيل شوراي اسلامي شهرها در دولت اصلاحات اجرايي گرديد.

 

بعد از گذشت چهار دوره بر اين نهاد مدني نقدهاي فراوان رفته است. از شهروندان عادي تا صاحبنظران بر اين نهادها نقدهاي اساسي دارند و كاركردها متفاوتي بر آنان وارد دانسته اند.هدف اين نوشتار مقولاتي همچون قانون انتخابات و پروسه انجام آن و يا بررسي عملكرد شوراها نيست كه خود اين مقولات نياز به نوشتن صدها نقد و نظر دارند.بلكه در اين نوشتار بررسي موضوع فراگير شدن و شيوع تب كاندايداتوري در شوراهاي اسلامي شهرها مي باشد.چرا اقشار گوناگوني از مردم تمايل دارند در قالب نماينده به شورا وارد شوند و به قول خود به مردم شهر و ديار خود خدمات رساني نمايند؟اين افراد در خود چه ويژگي هايي سراغ دارند كه به خود اجازه حضور مي دهند و فكر مي كنند اگر به شورا ورود نمايند مي توانند منشا خير و پيشرفت باشند؟سوالات زيادي وجود دارد كه ذهن ها را به خود مشغول مي دارد كه دليل اين همه استقبال از شورا و شورايي شدن چيست كه تب آن همه را در خود مي سوزاند؟

 

در سال هاي اخير ازتمامي صنوف كشور مانند پزشك،هنرمند،ورزشكار،مهندس و متخصص و اساتيد دانشگاه و بازاري و كشاورز و سياسي و... همه به اين مقوله ورد داشته اند و در دوره جديد با حجم بيشتري از مقتاضيان مواجه هستيم.آيا تب خدمت رساني به مردم اين قدر فوران دارد كه همه احساس دين دارند و مي خواهند در قابل شورايي شدن اين خدمات را به مردم ارائه دهند؟

 

آيا در قالب يك پزشك خوب بودن يا مهندس خوب بودن و بازاري خوب بودن و ورزشكار و هنرمند خوب بودن نمي توان به مردم خدمات رساني كرد؟مردم طي اين سالها دچار پارادوكسهاي اخلاقي و رفتاري و تصميم گيري شده اند.مردم با اين سيستم انتخاب شورايي و عملكردهاي شورائيان مات و مبهوت و متحيرند.اين سيستم بر اعصاب و روان مردم و باورهاي هم آنان هم تاثير گذاشته است.اين سيستم كانديدا شودن و انتخاب شدن و البته عملكردهاي ناصحيح و ناصواب شورائيان مردم را سرخورده و عصبي و ناميد و مايوس كرده است.

 

مردم مانده اند كه چه تصميمي بگيرند.متاسفانه به نظر مي رسد نظام شورايي شدن كشور دچار اشكال و ابهام است زيرا تا كنون نتايج مثبتي بر روند اداره شهرها و همچنين افكار عمومي مردم نداشته است.اين انتخابات بايد بازتعريف شود و كانالهاي كانديدا شدن از طريقه عام و مردمي بودن خارج و در قالب احزاب يا نهادهاي مدني بازتعريف شود ،قرار نيست هر كس در خود احساس دين كرد و يا با هر هدف ديگري خود را مهيا ديد به اين مقوله وارد گردد و ذهن و فكر و زمان مردم را تلف نمايد و يا حتي به شورا وارد شود،كه نتيجه اين است كه طي اين چهار دوره اتفاق افتاده است.ابتدا گفتند نهاد نوپا و تازه كار باست و بايد پخته شود اما چهار دوره گذشته و هنوز فرهنگ عمومي مردم نتوانسته اين شورايي شدن را هضم نمايد.بايد به فكر چاره بود و بايد توسط كميسيون اجتماعي و انتخابات مجلس در اين زمينه تحقيق و مطالعات دقيق صورت گيرد.بايد شرايط واجد شرايط مجدد بررسي و ملاك هاي بيشتري مد نظر باشد،بايد كانالهاي احزاب سياسي و گروهها و تشكل ها مورد بررسي قرار گيرد زيرا در صورت لزوم عضويت در نهادهاي اجتماعي يا سياسي خود مي تواند گزينش ابتدايي بر اين انتخابات باشد و سطح كيفي كانديدا را بالاببرد.

 

به هر حال اين نوع كانديدا شدن و انتخاب شدن و عملكردهاي ضعيف شورايي و هزينه هايي كه بر اداره امور شهرها وارد داشته اند ديگر جوابگو نيست و داد مردم را درآورده است و هزينه هاي اجتماعي و سياسي را در هر شهر و استاني بالا برده است. شهروندان از هم اكنون كه ماهها تا مقوله انتخابات شورا زمان مانده است گرفتار شده اند. بدتر از همه اين كه پرسنل زيادي از ادارات و نهادهاي دولتي و شهرداري ها از هم اكنون به فكر سازماندهي و لابي گري و ... افتاده اند كه نتيجه آن كاهش بازده كاري و ايجاد ركود در امور اجرايي كشور است.

نظرات
نظرات منتشر شده: 0   در انتظار: 0   غیر قابل انتشار: 0  
 
نام*
ايميل
متن*
کد عددي*  

مجوز فعالیت

عضویت در خبرنامه
ایمیل: