فهم معماري كه در نهايت به شناخت و بازخواني اين هنر بازمي گردد، نقطه عطفي در توجه به معماري ايراني و كشف پرسش هاي تازه در اين زمينه است. بر همين اساس از اول ارديبهشت 120 علاقه مند به معماري راهي شوشتر مي شوند تا طي فعاليتي كارگاهي، معماري اين شهر تاريخي را بازخواني كنند.
سازه تاريخي آسياب آبي شوشتر
فهم معماري كه در نهايت به شناخت و بازخواني اين هنر بازمي گردد، نقطه عطفي در توجه به معماري ايراني و كشف پرسش هاي تازه در اين زمينه است. بر همين اساس از اول ارديبهشت 120 علاقه مند به معماري راهي شوشتر مي شوند تا طي فعاليتي كارگاهي، معماري اين شهر تاريخي را بازخواني كنند.
مركز رويدادهاي معماري ايران وابسته به مؤسسه فرهنگي هنري صبا فرهنگستان هنر جمهوري اسلامي ايران با مشاركت برخي نهادهاي حقوقي و دولتي اقدام به برگزاري نشستي علمي با نام "كارگاه فهم معماري، پنجره اي به شوشتر" كرده است. هدف از برگزاري اين كارگاه انديشه درباره معماري است. البته اين نخستين باري نيست كه انديشه در زمينه معماري مطرح مي شود و پيش از اين نيز فرهنگستان هنر و مركز رويدادهاي معماري ايران انديشه درباره خانه و همچنين نشست هاي علمي ديگري نيز در اين زمنيه داشته اند. برگزاري اين قبيل نشست ها سابقه اي طولاني تر از اين دارد و بر همين اساس با "وحيد قاسمي"، دبير اين كارگاه علمي به گفتگو نشسته ايم كه مي خوانيد.
انديشه برگزاري "كارگاه فهم معماري" از كجا شكل گرفت و چطور متولد شد؟
در اوايل دهه 70 شمسي، در حمام علي قلي آقا كه پس از مرمت به صورت موزه درآمده بود فعاليت مي كردم. همواره آن نگاهي كه به موزه وجود دارد را درست نمي دانستم و فكر مي كردم كه موزه فرهنگي پويا است و با شرايطي كه دارد نيازهاي روز خود را پاسخ مي دهد. بر همين اساس به يك ماجراهايي فكر كردم. از آن جايي كه دغدغه من همواره معماري بوده و هست و انشاءالله خواهد بود، و فكر مي كردم كه حمام علي قلي آقا ظرف خوبي براي اين مظروف است، فعاليت هايي را در سال 74 آغاز كردم.
آنچه كه در ابتدا اتفاق افتاد برگزاري يك سري نشست و سخنراني درباره معماري بود كه البته به معماري معطوف به ارزش هاي معماري خودي مي پرداخت؛ اما نگاه، نگاه معمارانه به كشف نگاه هاي تازه در اين حوزه بود. در اين دوره متوجه شدم كه ما در مقام كشف پاسخ نيستيم و بايد به توليد پرسش بپردازيم. موضوع ديگري هم كه به آن فكر مي كردم وجود نشاط در معماري بود. ما به اين نشاط نياز داريم و بايد از جايي اتفاق بي افتد. نشست ها و سخنراني هاي خوب هميشه اتفاق مي افتد، اما در حال حاضر مسئله ما اين نيست و بايد خيلي فرهنگي تر به موضوع نگاه شود.
اين انديشه منجر به شكل گيري كارگاهي به نام "كارگاه فهم و نقد آثار معماري ايران" شد كه آن را به اختصار پنجره ناميديم. ما از تمام كساني كه به معماري مي انديشند و به آن علاقه مندند دعوت كرديم تا انديشه هاي خود را درباره بناهايي كه در آن احوال خوشي پيدا كردند، براي ما بنويسند و بفرستند.
اين كارگاه برگزار شد و طي آن دوستاني پيدا كرديم كه متقاضي اين گونه فكر براي ما بودند. با اين فكر كه پنجره مي تواند كيفيت خوبي به اين انديشه بدهد، پنجره 2 را برگزار كرديم اما شهرداري اصفهان كه متولي حمام بود تصميم گرفت كه كارهاي ديگري در حمام علي قلي آقا بشود. به اين ترتيب ديگر جاي ما آن جا نبود اما برنامه هايي كه برگزار كرده بوديم زمينه آشنايي ما با ديگران و ديگران با ما شد كه از آن جمله سيد محمد بهشتي، دكتر مهرداد قيومي و دكتر مهدي حجت بودند. مجموعه اين دوستان به رئيس وقت فرهنگستان پيشنهاد دادند كه مركزي در مجموعه صبا راه اندازي شود كه اين نگاه را دنبال كند. البته ناگفته نباشد كه انديشه انديشه آن ها و من در خدمت اين بزرگواران هستم. البته انديشه است كه مهم است و نبود اين نگاه غفلت را باعث مي شود.
با كمك دوستان اين مركز راه اندازي شد. ما برنامه اي داشتيم كه طي آن قصد انديشه درباره خانه را داشتيم. نشستي را با عنوان مجموعه گفتارهايي درباره خانه برگزار كرديم و نام آن را سرگذشت خانه گذاشتيم. ولي نگاه ما از يك منظر نبود. بلكه هوشنگ مرادي كرماني را به عنوان قصه نويس دعوت كرديم. رضا داوري اردكاني را آورديم. در كنار اين موضوع به شكل ديگري از نگاه به معماري هم فكر كرديم كه حاصل آن كارگاه فهم خانه بود و در كاشان برگزار شد. طي فراخواني خواستيم تا عده اي درباره خانه انديشه كنند و انديشه هايشان را در قالب نوشته، طرح و عكس ارائه كنند و كارهاي ارائه شده در سه محور زيبايي، آرامان و طبيعت دسته بندي شد.
در اين كارگاه كارهاي خوب و نگاه هاي تازه اي ارائه شد. دو منظر ميان رشته اي نيز در آن داشتيم. دوستاني از حوزه سينما آمدن و نگاه خود را درباره خانه گفتند. در اين كارگاه متوجه شدم كه فهم معماري داراي اهميت زيادي است. بنابراين رفتيم به سمتي كه معماري را بفهميم. در واقع سعي شد بستري فراهم شود تا در آن معماري فهميده شود.
نام كارگاه پيش روي شما "كارگاه فهم معماري، پنجره اي به شوشتر" است. چه شد كه اين برنامه سر از شوشتر درآورد؟
دوستاني از شوشتر مهمان ما در كاشان بودند و آن ها خواستند كه اين كار در شوشتر شود. ما رفتيم و شوشتر را ديديم و به عنوان كسي كه خود را سرباز معماري كشور مي داند خيلي افسوس خوردم كه چرا شوشتر را درست نديده بودم. به ماجرا آغشته شدم و شوشتر براي من شكل و شمايلي پيدا كرد، يك نوع نگاه كلان در آن بوده و از اين بگذريم شوشتر نقطه اي است كه طبيعيت و سرزمين براي ارتقاء كفيت زندگي بشري به خدمت گرفته شده و اين داراي اهميت زيادي است. با اين نگاه فكر كردم كه فهم معماري شوشتر پنجره خوبي است. به اين نتيجه رسيدم كه براي شوشتر نيازي به نوشتن مقاله بنويس و اين قبيل مباحث نيست و بايد شوشتر را ديد و آن را دوباره بازخواني كرد. بر همين اساس تصميم گرفته شد كه هيچ كاري نكنيم و با هم به شوشتر رفته و آن را بخوانيم.
اهالي شوشتر به خصوص آقايان ابوالقاسم غلام حيدر و روزبه سلمان آمدند و گفتند كه حاضريم كمك كنيم اين اتفاق شكل بگيرد اما اين كارگاه نبايد دوروزه باشد. بنابر اين به يك مجموعه برنامه فرهنگي كه در 10 روز به انجام مي رسد فكر شد. اين برنامه از 31 فروردين آغاز و تا 10 ارديبهشت ادامه دارد.
نكته جالبي كه در برنامه شما ديده مي شود استفاده از كساني است كه معمار نيستند اما به نوعي با مقولات ديگر فرهنگي از جمله هنر ارتباط دارند. چرا در كارگاهي كه موضوع آن معماري است، از اين افراد استفاده مي شود؟
اين موضوع دو ماجراي منفك از هم ولي پيوسته به هم هستند. ما در عالم روشنگري شاهد بروز خط كشي هايي ميان اين موضوعات هستيم. معماري مظهر بروز فرهنگ است و به آن تابلوي تمام نماي فرهنگ يك جامعه گفته مي شود. البته مهم تر از آن زبان است و با فاصله زيادي از معماري باقي مقولات فرهنگي قرار مي گيرند. وقتي باور مي كنيم كه معماري يك مقوله پررنگ فرهنگي است، پس باقي مقولات فرهنگي هم به آن مرتبط هستند. اين درست همان ارتباطي است كه پيش از عصر روشنگري وجود داشته و امروز براي بازگرداندن نشاط به معماري نيازمند آن هستيم.
يعني معتقديد كه معماري از ديگر هنرها بالاتر است؟
اصلا اين طور نيست. هنر يك مقوله فرهنگي است و به همين شكل هم اهميت دارد. هنر به معناي آرت را خيلي نمي فهمم و شايد متعلق به سرزمين ديگري باشد. معماري برتر و يا بالاتر از هنرهاي ديگر نيست. معماري هم مثل ديگر مقولات فرهنگي متري براي اندازه گيري فرهنگي يكي سرزمين است.
چه كساني واجد شرايط شركت در كارگاه شما هستند؟
هركس كه به معماري مي انديشد مي تواند در اين كارگاه شركت كند. اما يك شرط هم دارد و آن اين كه به ابزاري مصلح باشد كه از آن جمله معماري و فرهنگ است. فراخواني داده شده كه طي آن به صورت گروه هاي سه نفري ثبت نام مي كنند و در قالب 40 گروه (120) نفر به شوشتر برده مي شوند تا راجع به اين شهر انديشه كنند. در روز اول گروه ها با اعضاي هيات علمي به شوشتر مي روند تا اين شهر را ببينند. اين ديدار تا شب ادامه دارد. روز دوم بر اساس سه گذاره تعيين شده شوشتر، سرزمين و معماري پرسش هاي خود را پيدا مي كنند و شوشتر را بازخواني مي كنند. در روز سوم نگاه هاي خود را در قالب گروه ها ارائه مي كنند و در نهايت كارها با نظارت هيات علمي منتخب مي شوند. در كنار اين موضوع يك نمايشگاهي در محيط قلعه سلاسل بنا مي شود. همچنين نشست هايي نيز درباره شوشتر برنامه ريزي شده است.
هيات علمي هر دو كارگاه متفاوت است و اعضاي هيات علمي روز شركت در كارگاه را انتخاب مي كنند. برخي در سه روز اول و برخي در سه روز دوم شركت مي كنند. دكتر مهدي حجت، سيد محمد بهشتي و دكتر هادي نديمي اعضاي ارشد هيات علمي هستند. همچنين نشست هاي سخنراني درباره ادبيات و معماري و پخش فيلمي از فرشاد فداييان درباره شوشتر نيز در برنامه گنجانده شده است. در پايان اين همايش بيانيه اي صادر مي شود كه به نوعي نگاه راهبردي تازه اي به شوشتر است. ما تلاش مي كنيم تا اين نگاه ادامه داشته باشد. در حال حاضر پس از شوشتر، اين برنامه متقاضياني در بيرجند و گرگان هم دارد.
گويا در 31 فروردين هم برنامه اي به عنوان افتتاحيه داريد؟
در روز 31 فروردين افتتاحيه اي برگزار مي شود كه بيشتر يك ميزگرد علمي است. مهندس فرهاد نظري دبير علمي اين ميزگرد بوده و برخي از اعضاي علمي كارگاه از جمله مهندس عادل فرهنگي نيز در آن حضور دارند. همچنين در اين افتتاحيه ياد محمد مهريار را زنده مي كنيم كه براي شوشتر زحمات زيادي كشيده اند.